انتقال تاج و تخت پادشاه دیوید نویسنده :Cam Rea

انتقال تاج و تخت پادشاه دیوید نویسنده :Cam Rea
آگوست 12, 2023
158 بازدید

انتقال تاج و تخت پادشاه دیوید.

نویسنده: Cam Rea

در حدود سال 208 هجری قمری یک مرد ایرانی به نام اردشیر اول به دلیل تضعیف دولت پارت (اشکانیان) به قدرت رسید و با گرفتن تاج و تخت بلخ یک دولت تابعه در داخل پارت در سال 208 میلادی از برادرش آغاز شد و همین اقدام به قدرت رسیدن او آغاز شد. اردشیر اول با تصرف مناطق کرمان، اصفهان و سوسیانا سود برد، زیرا دولت پارت‌ها در اثر جنگ‌ها با روم، تضعیف شده بودند. این اقدام اردشیر بی‌توجه نمی‌ماند، زیرا تا سال 216 پس از میلاد، اردوان چهارم (ارتابانوس چهارم)، پادشاه اشکانی مجبور بود یا کاری انجام دهد، یا همه چیز را می بایست از دست می داد. اردوان چهارم ابتدا با شکست رومیان در نزدیکی نیسیبیس پیش رفت. در سال 217 بعد از میلاد در نزدیکی شهر نیسیبیس که در آن فرمانده رومی ماکرینوس به دلیل قتل کاراکالا که جنگ با پارت را آغاز کرد، اکنون به عنوان امپراتور موقت، به پیروزی بزرگی دست یافته بود. با وجود اینکه اشکانیان رومیان را شکست دادند، اما پارتها در این جنگ ضربه سنگینی خورده و خسارات زیادی دادند. اگرچه روم ضعیف  شده بود و مدتی با ضعف به راه خود ادامه می داد، پارت غلت در خون در شن و ماسه دراز کشیده بود.

پس از جنگ با روم، پارت موفق به عقد قرارداد صلح خوبی شد. ماکرینوس امپراتور روم مجبور شد 200 میلیون سسترس به اردوان چهارم بپردازد. اردوان چهارم معامله خوبی انجام داد، اما از نظر پول بود و نه به دست آوردن نیرو. پارت ها به دلیل جنگ با روم بسیاری از نیروی انسانی را که به پارت و تاج و تخت اشراقی وفادار بودند از دست داده بود.

سپس اردوان چهارم در سال 224 پس از میلاد آنچه از نیروهایش  باقی مانده بود به سمت اردشیر در حال قدرتگیری حمله ور شد تا رویاهای خود در مورد یک امپراتوری متمرکز ایرانی را برگرداند. آرتابانوس چهارم و اردشیر اول سه بار با شمشیرها با هم برخورد کردند که در هر سه نبرد اردشیر پیروز شد و در هرمزدقان که سومین نبرد بین آن دو بود منجر به کشته شدن اردوان چهارم شد. پس از آن اردشیر سر اردوان را در معبد آناهیتا که در نزدیکی تخت جمشید است آویزان کرد. پس از این پیروزی اردشیر تمام وزن خود را برای تصرف بخش غربی امپراتوری اشکانی به کار گرفت و تا سال 226 پس از میلاد اردشیر اول تنها فرمانروای ایران شده بود و حکومت ساسانیان را تأسیس کرد و خود را با لقب شاهانشاه یا شاه شاهان در تیسفون نام برد.

اتحاد مجدد با خانواده

با گذشت چند دهه، و‌در هم تنیده شدن اشکانی ها و سکاها دیگر تفاوتی شنیده نمی شود و حتی برای رومیان نیز غیرقابل تشخیص شده بودند. رومیان سکاها را Getae می نامیدند و نمی دانستند که سکاها حتی قبل از سقوط پارت چه کسانی هستند، زیرا بسیاری از قبایل بربر از آنجا عبور کرده و در اطراف مرزهای شرقی روم ساکن شده بودند.

اکنون که پارت سقوط کرده و دهه‌ها گذشت، آوارگان اشکانی با گته‌ها یا گاته‌ها یا گوتی‌هایی که رومی‌ها آن‌ها را  بدین نامها می‌خواندند، درآمیختند.  اما جالبتر این است که گروه های مختلفی که در اطراف منطقه دریای سیاه گرد هم می آیند با یکدیگر اعلان جنگ نکرده اند! اما این بدان معنا نیست که آنها نبردهای بین خود نداشتند. بلکه آنها وارد جنگ تمام عیار نشدند. در عوض به نظر می رسد که آنها بدون عیب جویی در میان یکدیگر مخلوط شدند. این برای بیشتر افراد عجیب است، اما نه خیلی عجیب. دلیل اختلاط این است که همه آنها خویشاوند هستند! گوت ها، گتاها، آلمانی ها و غیره همه خویشاوند هستند!

 اما قبل از اینکه ادامه دهیم، می‌خواهم نکته‌ای را در مورد کلمه Goth بیان کنم. کلمه گوت در زبان عبری به صورت گاد تلفظ می شود. گاد یکی از ده قبیله گمشده است. در کتاب مقدس درباره گاد در پیدایش 49:19 می خوانیم که یک قبیله جنگجو است. این امر منطقی است زیرا گوت ها جنگجو بودند، و سپاهی متشکل از بسیاری از قبایل دیگر و آنها دستور کار داشتند.

حالا نزدیک‌ترین منطقه به مرز روم با چنین نام‌هایی خوانده می‌شوند؟ پاسخ داچیا است! داچیا ایالتی در جنوب شرقی اروپا است و زمانی تحت کنترل رومیان بود. در سال 106 پس از پنج سال نبرد توسط تراژان فتح شد! داچیا به دلیل مهاجرت سکاها به استان و اسکان آنها در کنار مردم محلی، همیشه یک نقطه داغ فعالیت نظامی بوده است.

اکنون پس از فتح داکیا توسط تراژان در سال 106 پس از میلاد، تراژان خواهان رومی سازی گسترده داکیا بود تا جمعیت را کاهش دهد. اما مردم محلی شیوه زندگی خود را حفظ کردند تا اینکه یک روز موج عظیمی از شهروندان رومی در میان آنها ساکن شدند. این امر شیوه زندگی مردم محلی را برهم زد و تعادل بین این دو گروه را برهم زد و باعث شد بسیاری به استان شمالی به نام داچیای آزاد فرار کنند. در اینجا مردم محلی می توانستند شیوه زندگی خود را حفظ کنند و با روش های زندگی رومی مزاحم نشوند.

مردم داچیا نیز بخشی از قبایل وسیع سکاها بودند و همچنین گوتها، ساکاها، گتاها و گوتهیها نیز به چند مورد اشاره می کردند. داکی ها واقعاً داوی نامیده می شدند، و اگر در پایان داوی یک d اضافه شود، دیوید می شود. بیایید نگاهی به نام Arsacid اشک بیندازیم. نام Arsacid از Sacae یا Saka است. نام خانوادگی، نامی که به معنای ایساک است. بنابراین در اینجا نام داوود و اسحاق را داریم. استیون کالینز در کتاب پارت که خواندن آن را به همه توصیه می‌کنم، نمودار کوچکی از اسامی را در صفحه 22 به ما می‌دهد.

اسرائیل/یهودا: یهودا = فارس = داوود

ایبریا/ اسکیت: پادشاه فارسمن

اشکانی/ساکا: پادشاه گوندوفار (هند)

پارت / Sacae: پادشاهان Phraates، Phraortes، Phraataces

Phares = David

همانطور که از این مقیاس کوچک از نام ها می بینیم، می توانیم ارتباطی با خانواده ها ببینیم. برای مثال دیگر، نام من را به عنوان مثال در نظر بگیرید. نام خانوادگی من Rea است که پس از شورش یعقوبی ها در اسکاتلند به Rae تغییر یافت. قبل از شورش، Macrae بود. قبل از اینکه خانواده‌ام از ایرلند به اسکاتلند بیایند، مک‌گراث یا مک‌کریت بود.

اکنون نمی خواهم از بحث خارج شوم، بلکه می خواهم مثال دیگری از نام Phares بزنم. در حمله به آشور 653 ق.م. توسط یکی از رهبران اتحاد سکاها-سیمریان و مادها به نام Phraortes[] همانطور که می‌توانیم P H R S را دوباره در نام ببینیم. همین نام برای خاندان داوود اطلاق می شد.

حالا بیایید به داچیا برگردیم. در قرن سوم پس از میلاد، امواج وسیعی از بربرها که رومی‌ها آنها را می‌خواندند، در مرزهای روم، عمدتاً در منطقه‌ای به نام آزاد داکیا، که فقط سنگ‌پایه‌ای برای تهاجم گوتیک‌ها به امپراتوری روم بود، آغاز شد.

تهاجمات گوتیک

اولین باری که گوت ها به امپراتوری روم حمله کردند، در حدود سال 238 بعد از میلاد در استان داچیا بود. این حمله صرفاً به عنوان یک حمله به تراکیا و نه بیشتر ثبت شد. اما این یورش تنها آغازی بود برای هجوم و تحریک جزر و مدهای بربر به دنبال انتقام از مردمی که با آنها همزیستی نداشتند. بنابراین، در سال 251، گوت ها در کنار کارپیان، و ژپیدها، و بسیاری از قبایل دیگر که همگی به یکدیگر وابسته بودند، قدرت روم را در پیش گرفتند. ارتش روم با فرستادن ارتشی به همراه امپراتور خود دسیوس برای دفع گوت ها پاسخ داد. نتیجه نهایی یک امپراتور مرده و یک ارتش کشته شده رومی بود که در میدان جنگ دراز کشیده بودند. گوت ها می دانستند که با چه چیزی روبرو هستند، و چند نسل برای آماده شدن برای جنگی همه جانبه علیه همان امپراتوری که زمانی آنها را از غرب به وحشت می انداخت، داشتند. پس از آن، فدراسیون گوتیک داکیا را تا سال 256 پس از میلاد از رومیان فتح کرد و آنچه را که قرار بود آغاز سقوط روم باشد، تأسیس کرد. 

اکنون گوت ها، همانطور که دیدیم، فدراسیونی از قبایل بسیاری هستند و نه آنطور که به عنوان یک عنصر واحد تصور می شود. بعداً در تاریخ می بینیم که آنها به شرق و غرب تقسیم می شوند و هویتی ایجاد می کنند. اما آنچه در مورد این کنفدراسیون وحشیانه گوت ها بسیار چشمگیر است، گزارش رومی است که ارائه شد.

این افراد به نام گوت ها در نبردها به ویژه پادشاهان از زره ایرانی استفاده می کردند. آنها نیمه کوچ نشین بودند و گاه توسط نویسندگان رومی و یونانی به عنوان سکاها یا آلان ها اشتباه گرفته می شدند. نه رومی ها و نه یونانی ها نمی دانستند که گوت ها چه کسانی هستند، اما می دانستند که ارتباطی با این بربرها و بربرها در شرق وجود دارد. اشکانیان بازگشته بودند و هر سرباز رومی که در جبهه شرقی می جنگید، آداب و رسوم مردم و سبک جنگی را که بر آنها وارد می شد، تشخیص می داد

اکنون پس از فتح داچیا، گوت ها در کنار بسیاری از قبایل، حمله به امپراتوری روم را آغاز کردند که تا زمانی که بیشتر امپراتوری روم نابود نشود، عمدتاً نیمه غربی، متوقف نخواهد شد.

در نتیجه، گوت ها از آنچه می خوانیم برای خود قبیله ای هستند، اما بسیاری از قبایل دیگر در کنار آنها راهپیمایی می کنند. اساس این مقاله این نیست که بربرها قرار است بعداً چه کنند، بلکه این بربرها چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند.

ما بین بربرها و اقوام پارت سکایی ارتباط می بینیم. به قول تامار رایس

«گوت‌های فراری در سال‌های 200 تا 300 پس از میلاد، سبک سکایی-سرماتی را در اروپای مرکزی و جنوبی گسترش دادند.

از این مثال‌ها دید واضح‌تری از این که آنها چه کسانی بودند و چه می‌خواستند به دست می‌آوریم. می توان فکر کرد که نه تنها گوتی ها آغاز سقوط امپراتوری روم را به همراه آوردند، بلکه آنها بقیه قبایل اسرائیل از جمله بقایای آنچه از پارت باقی مانده بود را به مناطقی که خدا برای آنها در نظر گرفته بود منتقل کردند، و نه تنها این، بلکه گوت ها را می توان ناقل بقیه تخت پادشاهی در نهایت تا داوود دانست.

1965: “Sassanid Persia”. تاریخ باستان کمبریج، جلد دوازدهم: بحران امپراتوری و بهبودی (193324 پس از میلاد). Cook, S.A. et al, eds. کمبریج: انتشارات دانشگاه، ص 109111، 118، 120، 126130.

[ii] دیو کاس. lxxviii . 26 f

[iii] فریا استارک، روم بر فرات، ص. 259

[iv] دایره المعارف بریتانیکا، چاپ یازدهم، جلد 2، ص. 449

[v] دایره المعارف بریتانیکا، جلد. 17، پارس، فرعی: امپراتوری ساسانیان، ص580

[vi] روستوفتزف، op. نقل، ص110; Rene Grousset, Histoire de lArmenie (پاریس, 1946), pp.112-13; تومانوف، ص. 205.

[vii] فرای، میراث ایران (وایدنفلد و نیکلسون، 1965)

[viii] چاهین، پادشاهی ارمنستان، ص252

[ix] راولینسون، ششمین سلطنت بزرگ شرقی، ص 19

[x] کالینز، قبایل اسرائیل امروز، ص. 19

[xi] کالینز، قبایل اسرائیل امروز، ص. 23

[xii] داوودی، قبایل، ص. 190

[xiii] http://www.usd.edu/~clehmann/pir/dacia.htm

[xiv] ترنر، شارون، تاریخ آنگلوساکسون ها، صص 100-101.

[xv] کالینز، پارت، ص. 22

[xvi] کولیکان، مادها و پارسیان، ص. 50

[xvii] Musset, The Germanic Invasions, p. 36

[xviii] کالینز، قبایل اسرائیل امروز، ص. 64-65

[xix] Musset, The Germanic Invasions, p. 36

[xx]برانج، سکاها، ص. 25

[i].Christensen, A.


برچسب‌ها:, , , , , , , ,