تروری که طراحانش کمترین هزینه را دادند! (به قلم: حبیب‌الله سربازی بلوچ)

تروری که طراحانش کمترین هزینه را دادند! (به قلم: حبیب‌الله سربازی بلوچ)
مارس 18, 2022
18 بازدید

در  26 اسفند (92) #مولانا_احمد_نارویی در حالی که به همراه فرزند خردسال و یکی از باغبان هایش که در زمین کشاورزی وی کار می کرد از مسیر نصرت آباد به زاهدان/دزاپ بر می گشت که به شکل مرموزی توسط عوامل سپاه ترور شد.

بنده اولین فردی بودم که خبر  را در اینترنت و در آن زمان در سایت کمپین فعالین بلوچ درج کردم و آن درست زمانی بود که تازه عده ای از اساتید مسجد مکی به سمت محل وقوع این ماجرا حرکت کرده بودند.

در ابتدا من مثل همگان جزو کسانی بودم که به طبیعی بودن این به ظاهر تصادف فکر میکردم و اگر فردی بحث ترور را مطرح می کرد قبول نمیکردم چون بزرگنمایی بدون دلیل قضایا را اشتباه می دانستم اما وقتی به ابهامات و اظهارات کسانی … (که ذکر نامشان صلاح نیست) گوش کردم شک کردم و پی ماجرا رفتم و به یقین رسیدم ماجرا جور دیگری است….!

ابهاماتی که به شکل ماست مالی شده توسط مسئولان امنیتی سعی در پنهانکاریشان بود.
به هر صورت:

در هنگام رخ دادن این اتفاق بلافاصله هلیکوپتر پلنگی و نظامی سپاه بر خلاف معمول و به سرعت بر سر صحنه می رسد! نکته اینجاست که این هلیکومتر از نوع هلیکوپتر امداد نجات نبوده است. مساله آنجا جالب تر می شود که می بینید هلیکوپتر امداد برای مقامات مسئول هم به خوبی در دسترس نیست و با این سرعت حاضر نمی شود.

نکته دیگر اینکه هنگام رسیدن هلیکوپتر به گفته شاهدان عینی همراه مولانا احمد زنده و حالش خوب بوده اما پس از انتقال به هلیکوپتر جان می دهد و اعلام می شود که در اثر جراحات فوت کرده است!

فرزند 12 ساله مولانا هم گویا در آن لحظه بیهوش شده بود و خود مولانا در حالی که سوراخی عجیب در سرش پدیدار بوده جان سپرده بود.

از لحظه حرکت نامبرده از حوالی نصرت آباد (زمین کشاورزی وی) خودروی پرایدی در تعقیب آنها بوده و این مساله از نگاه همراهان و شاهدان عینی پنهان نمانده بود.

فرزند همراهش می گوید: در مسیر بودیم که خودروی پرایدی در موازات آنها قرار گرفته و نوری از سمت خودرو به سمت سر مولانا  آمده و سپس مولانا دست بر پیشانی گذاشته کنترلش را از دست داده، شهادتین خوانده…. و ماشین منحرف شده است!

روز بعد مولانا عبدالحمید مساله را شک برانگیز میداند و خواستار کالبدشکافی می شوند، در حالی که امیدی هم ندارند جواب درستی بگیرند.
از یک نوع سوراخ خاصی که در سر مولانا و خودرو ایجاد شده بوده و موهای اطراف این سوراخ انگار سوخته بودند درخواست تحقیق می شود اما پاسخ نمیگیرند. سپس مولانا عبدالحمید و خوانواده مولانا احمد ابهامات جدی خود را به تیم تحقیقاتی می سپارند که به درخواست آنها از تهران برای بررسی قضیه می اید …. اما در جوابی فوری کالبد شکافی ها طبیعی بیان می شوند!

در همان ابتدای واقعه ، صدا و سیما فورا به ماجرا ورود می کند، بلافاصله از فرزند کوچکش روایتی طبیعی از تصادف بر خلاف آنچه پسرش به مردم می گوید گرفته می شود. و قضیه تصادف به طور پر رنگی حتی قبل از بررسی ها در رسانه های سپاه و … برجسته می شود.

همه راه های بعدی برای اعلام ترور بودن ماجرا بسته می شوند، مولانا عبدالحمیدی که در آن جلسه (!) پشت در های بسته با برخی از چهره های مطرح علمای بلوچستان میگیرد و قضیه ترور را قطعی می داند دیگر کاری از دستش بر نمی آید. نمیتواند قضیه ترور را بیان کند چرا که جنجال بزرگی بدون ارائه سند و  مدرک حسی میتوانست ایجاد کند. اسنادی که توسط سپاه کلا از بین برده شده و افکار عمومی از طریق رسانه ها به سمت تصادف بودن ماجرا جهت داده شده بود.

بنده (نگارنده) سخنان خاصی از منابع مطلع به دست دارم و منابعی که نمی خواهم به دلایلی اسمشان برده شود اما … این راز برای آنها “راز” سر به مهر نیست…. بلکه به عنوان یک  “ترور” برنامه ریزی شده شناخته می شود. تروری که دستشان را بست و بعد از مماطله های اولیه دیگر همه اسناد توسط سپاه محو شده و نتوانستند اعلامش کنند.!

بر خلاف آنچه مردم بخاطر سر و صدای رسانه ای فکر می کنند، هیچ گاه مولانا عبدالحمید در سخنرانی اول خود در این زمینه نگفته است که مرگ طبیعی بوده. بلکه گفته در حال بررسی هستیم که بنابر دلایلی که ذکر کردم بعدا نتوانستند بررسی های خود را علنی کنند.

چرا مولانا احمد باید ترور شود؟!

قبل از هر چیز باید بدانیم که به اتفاق نظر همه کسانی که با مولوی احمد مراوده ای داشته اند و شاگردان و دوستان و نزدیکانش… وی در هوشیاری و زیرکی و توانایی های اداری جزو برجسته ترین چهره های مکی ، داماد مولانا عبدالحمید، فرد شماره دوم مکی مسئول امور اداری مدرسه به عنوان بزرگ ترین حوزه علمیه و مسجد اهل سنت ایران بود.
در زمان حیات ایشان از وی به عنوان تنها گزینه تصدی مسئولیت مکی پس از مولانا عبدالحمید یاد میشد.

پس از اینکه طرح کنترل مدارس دینی اهل سنت کشور و خصوصا بلوچستان موسوم به (ساماندهی مدارس دینی اهل سنت) با امضای احمدی نژاد به مرحله اجرا در آمد بلوچستان از قبول این طرح سر باز زد و مولانا عبدالحمید به عنوان رئیس شورای هماهنگی مدارس دینی بلوچستان، رهبر مذهبی مردم با بالاترین اجماع در بلوچستان در مقابل این طرح ایستاد و در سخنرانی تاریخی خود گفت: حتی اگر زن و بچه های ما را بگیرید ما اجازه نخوایم داد این طرح اجرایی شود.

این سخنان به عنوان مواجهه مستقیم و شاخ به شاخ شدن با حکومت تلقی شد، و پیش از آن نیز به دلیل انتقادات گسترده مولانا عبدالحمید از حکومت در دوره احمدی نژاد و ارسال نامه های مخالف به خامنه ای و همچنین همراهی وی با معترضان جنبش سبز پس از حوادث ۸۸ که اسم او را نیز به عنوان راس فتنه در بلوچستان یاد کردند، مبغوض دستگاه های حکومتی شده و برنامه حذف وی در دستور کار قرار گرفته بود.

اما مسلما با توجه به محبوبیت وی در بین مردم بلوچستان هر نوع اقدامی علیه شخص وی هزینه های سنگینی می توانست برای حکومت در استانی مرزی و مردمی که به راحتی دسترسی به سلاح داشتند می تراشید از این رو برنامه حذف وی به برنامه “کنترل و تضعیف” تغییر کرد.

نزدیک ترین مشاوران، همراهان و یاران وی بازداشت و برای هر کدام پرونده سازی شد، سران طوایفی که با مسجد مکی در ارتباط تنگاتنگ و نزدیک بودند، یا ترور شده، یا با تهدید و ارعاب و پرونده سازی های مختلف از پیرامون مکی و مولانا درو و دور شدند.

منابع مالی از تاجران و ثروتمندان شناسایی و تا جایی که ممکن بود خشکانده شدند.

برای تضعیف و کنترل “جریان مکی” و شخص مولانا عبدالحمید فردی چون مولانا احمد باید از میان برداشته می شد. از اینجا بود که ترور وی طراحی شد، چرا که بازداشت وی سابقا هیچ تاثیری بر روند کنترل وی نداشت و این شخصیت همچنان پر صلابت متصدی جایگاهی مردمی با دارا بودن و همراهی کردن طایفه ای قدرتمند (نارویی) بود.

و اینگونه بود که حذف مولانا احمد پس از بررسی ها و مطالعات گسترده عملیاتی شد و همانطور که گمان می رفت توانستند جریان مکی را تضعیف کنند.

با شهادت مولانا نارویی ، مولانا عبدالحمید بازویی سمت راست، مشاور حاذقِ مورد اعتماد و طایفه ای قدرتمند با توانمندی های بسیار را از دست داد. شاهدان می گویند: به وضوح تنهایی را در چهره مولانا عبدالحمید احساس کردند هر چند شاگردان مورد اعتماد بسیار دیگری دارد اما هیچ کدام همانند وی کاردان و قدرتمند نبودند به طوری که حتی مسئولیت های شهید را بین چندین نفر توزیع کردند ولی باز هم بازدهی سابق حاصل نشد. از سوی دیگر پرونده سازی برای بقیه نزدیکان مورد اعتماد وی، مشورت های آنها را بسیار ضعیف کرده و عملا قدرت و انرژی انتقادی مولانا از سیستم را گرفته بود.

باید اشاره کرد که جریان تضعیف و کنترل مسجد مکی و شخص مولانا از سوی دستگاه های امنیتی و تندروها همچنان ادامه دارد، مدتی بعد دستگاه های شنودی از دفتر محل کار و چندین محل دیگر در دارالعلوم مکی زاهدان کشف شدند. چندین جاسوس شناسایی شدند. با این اتفاقات یک فضای بدبینی در اطراف مولانا شکل دادند.

اکنون به راحتی می توان بین سخنرانی ها و موضع گیری های مولانا عبدالحمید قبل و بعد از طراحی و عملیات ابتدا حذف سپس کنترل مسجد مکی و مولانا عبدالحمید تفکیک ایجاد کرد.

در سفر  مولانا عبدالحمید به “سلطنت عمان”  یکی از پیش شرط های دستگاه های امنیتی برای اجازه دادن به وی برای سفر حضور یکی از نیروهای امنیتی خود، به همراه تیم همراه وی اعلام شد و مولانا که شفافیت در دستور کارش است پذیرفته بود به این شکل سفر وی به عمانی که بلوچها بعد از بلوچستان بیشترین نفوذ و قدرت را در کشوری دارند، را تضعیف کردند.

مولانا عبدالحمید نه تنها نتوانسته بود با مقامات لشکری  و کشوری قدرتمند بلوچ در عمان ملاقات کند بلکه دیدارهایش در خارج کشور و در آن کشور پر فرصت را محدود به ملاقات با سفیر ایران در عمان و برخی از چهره های عادی کرده بود!

در واقع با این کار جمهوری اسلامی با یک تیر دو نشان زده بود، ۱. تبلیغات گسترده در این خصوص که مولانا عبدالحمید آزاد است هر جا بخواهد برود و هیچ قید و شرطی بر او نیست و عکس آن صحبت دشمنان جمهوری اسلامی است!  ۲. در عین حال کنترل وی در سفری خارجی بدون اینکه نفع زیادی برای وی و مکی بدست آمده باشد.

و این جریان کنترل و تضعیف همچنان ادامه دارد اما در اوج مواجهه مردمی با حکومت دیکتاتوری و پس از دیماه 96 و گسترش اعتراضات در سراسر کشور و همچنین برجسته شدن گفتمان براندازی و از سوی شکست اصلاح طلبان و بی اعتمادی مردم به آنها و سردادن شعار #اصلاح_طلب_اصولگرا_دیگه_تموم همه و همه  بیش از هر زمان دیگری حضور قوی مولانا عبدالحمید در کنار مردم را می طلبد، و اگر این جریان تضعیف شکسته نشود باعث ریزش های مختلفی اینبار از طیف های مختلف می شود. چرا که سطح گفتمان باید با سطح مطالبات مردم برابری کند. سطح مطالبات مردم در این شرایط بغرنج نظام حاکم  و وضعیت بد کشوری به شدت بالا رفته به همان میزان انتظارها بیشتر شده است.

برچسب‌ها:,