جنایات تکان دهنده “عباس البرز” فرمانده قشون پهلوی در بلوچستان

جنایات تکان دهنده “عباس البرز” فرمانده قشون پهلوی در بلوچستان
نوامبر 3, 2023
117 بازدید

در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی 

شهید میر ابراهیم نارویی در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی برای مذاکره با نیروهای پهلوی از گیاوان زمین به واش (خاش) رفت. زنده یاد میر ابراهیم به محض رسیدن به پایگاه آنها در واش  بوسیله  “البرز” با مشارکت نخجوان دستگیر و زندانی شد و مدتی بعد وی را با همراهانش ناجوانمردانه به جوخه اعدام سپردند‌.  

از  قول افرادی که ناظر اعدام ابراهیم بودند نقل شده است : هنگامیکه خواستند میر ابراهیم را به میدان اعدام ببرند سربازی آمد تا چشمهای وی  را قبل از اعدام ببندد. 

شهید میر ابراهیم مانع کار سرباز می شود و می گوید” من چشم نمی بندم، می خواهم با چشمان باز اعدامم کنید”  بعد بنا به خواست او بدون بستن چشمانش وسیله جوخه آتش تیر باران شد. 

میر ابراهیم در همان خاش به وسیله ناروئی هائیکه انجا بودند مدفون گردید و زندگی این مرد مقتدر و فداکار بدین نحو بپایان رسید.

پس از اعدام ابراهیم سه نفر از سران بشکرد که همراه میر ابراهیم بودند نیز بدستور عباس خان البرز اعدام گردیدند:

ج1-شهید اکبر چراغ

2- شهید رضا اکبر

3- شهید عبدالعلی 

این بزرگان هم در همان محل اعدام و  به خاک سپرده شدند.

در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی 

در ﺳﺎل ۱۳۱۲ ه.  ش. ﺳﺮﺗﻴﭗ ﻋﺒﺎس اﻟﺒﺮز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﺗﻴﭗ ﻣﻜﺮان (ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎن) ﻣﻨﺼﻮب ﺷﺪ. اﻟﺒﺮز ﻗﺒﻼ در ﻟﺮﺳﺘﺎن ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ از ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎي ﻟـﺮ را اﻋـﺪام ﻧﻤـﻮده ﺑـﻮد (واﻋـﻆ 1388  :547)  و ﭼﻬﺮه اي سرکوبگر و ﺧﺸﻦ از ﺧﻮد ﻧﺰد ﺳﺎﻛﻨﺎن ﻟﺮﺳﺘﺎن ﺗﺮﺳـﻴﻢ ﻧﻤـﻮده ﺑـﻮد. اﻟﺒـﺮز در  ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎن ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺴﻴﺎر رﻓﺘﺎر ﻧﻤـﻮد (ارﻓـﻊ 289: 1377) و در ﭘﺎدﮔـﺎن ﺧـﺎش ﻛـﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ارﺗﺶ در آﻧﺠﺎ ﻗﺮار داﺷﺖ به خاطر قتل بلوچها ﺑﻪ ﻋﻨـﻮان اﻟﺒـﺮز ﻗﺼـﺎب ﻣﻌـﺮوف ﺷـﺪه ﺑﻮد!

در دي ﻣﺎه  ۱۳۱۲ ﺳﺮﺗﻴﭗ اﻟﺒﺮز، ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ سرکوبگرانه در منطقه  ﻛﻮوَگ  (ﻛﻮهک) اﻧﺠﺎم داد. اﻳﻦ ﻋﻤﻠﻴﺎت آﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺮ ﻣﻲ آﻳﺪ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻫﻤﺰﻣﺎن اﺳﺖ ﺑﺎ دﺳﺘﻮر رﺿﺎمیرپنج ﺑﺮاي ﮔﺴـﺘﺮش ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ ﺳـﺠﻞ اﺣـﻮال در ﺑﻠﻮﭼﺴـﺘﺎن. درﺟﺮﻳـﺎن ﺣﺮﻛـﺖ  ﻧﻴﺮوﻫﺎی ارﺗﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻛﻮوگ ﺳﺮان و سرداران اﻳﻦ  ﻧﺎﺣﻴﻪ در ﻗﻠﻌـﻪ ﻣﺴـﺘﺤﻜﻢ آن ﭘﻨـﺎه ﮔﺮﻓﺘﻨـﺪ و امکان شکست آنها نبود یا هزینه بسیار سنگینی میتوانست برای قشون پهلوی ها بتراشد از این رو ﺳﺮﺗﻴﭗ اﻟﺒﺮز دست به حیله گری زد. “البرز” ﺑﻪ بلوچها اﻃﻤﻴﻨﺎن داد ﻛﻪ در ﺻﻮرت ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﺪن ﻛﺎري ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻧﺪارد و ﻣﺎﻣﻮرﻳﺖ او ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺮاي ﺑﺮرﺳﻲ وﺿﻌﻴﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪ اﺳﺖ.

اﻟﺒﺮز ﺑﺮاي ﺟﻠﺐ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﻬﺮاب ﺧﺎن و ﻗﺎدرﺑﺨﺶ ﺳﺮان ﻛﻮوَگ، ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ای ﺑﺮ ﻗﺮآن ﻧﻮﺷﺘﻪ و ﺑﻪ داﺧﻞ ﻗﻠﻌﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎد و ﭼﻮن ﻧﮕﺮاﻧﻲ بلوچ ها را با قسم بر قرآن ﺑﺮﻃﺮف کرد، آﻧﻬـﺎ از ﻗﻠﻌـﻪ ﺧـﺎرج ﺷﺪه و ﺑﻪ ﻣﻼﻗﺎت اﻟﺒﺮز آﻣﺪﻧﺪ و اﺳﻠﺤﻪ ﻫﺎي ﺧﻮد را بر زمین گذاشتند اما اﻟﺒـﺮز ﺑـﺮﺧﻼف ﺳـﻮﮔﻨﺪ ﺧﻮد؛ اﻳﻦ اﻓﺮاد را بازداشت و از آﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻗﺴﻢ ﻳﺎد ﻛﺮده ﺑﻮد ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺗﻴﺮ ﺑﻪ ﺳﻮي آﻧﻬﺎ ﺷﻠﻴﻚ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻛﺮد، ﺑﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﺗﺤﺖ اﻣﺮ ﺧﻮد دﺳﺘﻮر ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺳﺮ ﻧﻴـﺰه  اﻓﺮاد ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻳﺎﻓﺘﻪ را ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ،  ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎن اﻳﻦ واﻗﻌﻪ تعداد 74 ﻧﻔﺮ از بزرگان منطقه ﺑﻮدند و این یک جنایت بزرگ بود.. (ﻛﻤﺎم، سند 100015592) 

ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﻳﻦ اﻗﺪام، ﺷﻤﺎر زﻳﺎدي از ﺳﺎﻛﻨﺎن ﻛﻮوَگ؛ اﻳﻦ ﻧﺎﺣﻴﻪ را ﺗﺨﻠﻴﻪ ﻛﺮده و ﺑﻪ آن سوی خط گلدسمیت، ﺧـﺎرج  از مرزهای تازه تاسیس شده بین اﻳﺮان و بلوچستان انگلیس ﻣﻬﺎﺟﺮت ﻧﻤﻮدﻧﺪ. (زند مقدم 138 – 139/5 )  ﻫﻤﭽﻨـﻴﻦ اﻳـﻦ اﻗـﺪام  ﻧﻔﺮﺗﻲ در دل ﺑﻠﻮچ ﻫﺎ اﻳﺠﺎد ﻛﺮد ﻛﻪ ﻫﻨﻮز ﺑﺪان ﻣﺜﻞ ﻣﻲ زﻧﻨﺪ.

تاثیر ﻋﻤﻴﻖ اﻳﻦ روﻳﺪاد را زﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﺮ ﻣﺮدم ﺑﻠﻮچ درﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ اﻫﻤﻴﺖ ﺳﻮﮔﻨﺪ و وعده و ﺣﻔﻆ آن در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻠﻮچ ﺑﻮد .اﻳﻦ ﺷﻴﻮه ﺑﺮﺧﻮرد؛ ﻣﻮﺟﺐ نفرت ﻋﻤﻮﻣﻲ در ﺑﻠﻮﭼﺴـﺘﺎن ﺷـﺪ و در ﮔﺴﺘﺮش ﺑﺪ ﺑﻴﻨﻲ از ﻧﻴﺮوﻫﺎي سرکوبگر اﺛﺮات زیادی داشت و برای مردم ثابت کرد که نیروهای گجر هیچگاه خیر آنها را نمیخواهند و قابل اطمینان نیستند.

باگذشت نود و سه سال از تصرف بلوچستان، همچنان بلوچستان در فقر و فلاکت ، سطح پایین سواداموزی به دلیل کمبود مدارس و معلم و… و دست به گریبان با بی کاری و عدم اشتغال زایی است. پنجاه و اندی سال برای پهلوی ها وبیش از  چهل سال برای جمهوری اسلامی کافی نیست تا بفهمیم ‌ بلوچستان فقط به دست خود ملت بلوچ   توسعه می یابد نه تحت سیطره اجانب ستمگر و دخالتهای بیگانگان.

✍واحد پژوهش سهاب

برچسب‌ها:, , ,