اداره بلوچستان متعلق به بلوچ است

اداره بلوچستان متعلق به بلوچ است
May 15, 2020
121 بازدید

  مقدمه اساسنامه: سرزمین بلوچستان ھمانگونہ کہ از نامش بر می آید وطن تاریخی ملت بلوچ است که همانند همه سرزمینھای دیگر ادوار مختلفی را طی نمودہ است. این سرزمین منطقه ای استراتژیک در خاورمیانه می باشد که بیش از 1200 کیلومتر، از تنگه هرمز تا شهر بندری کراچی، سواحل دریایی داشته و با سند […]

  مقدمه اساسنامه: سرزمین بلوچستان ھمانگونہ کہ از نامش بر می آید وطن تاریخی ملت بلوچ است که همانند همه سرزمینھای دیگر ادوار مختلفی را طی نمودہ است. این سرزمین منطقه ای استراتژیک در خاورمیانه می باشد که بیش از 1200 کیلومتر، از تنگه هرمز تا شهر بندری کراچی، سواحل دریایی داشته و با سند از شرق، فارس از غرب، افغانستان از شمال، عمان و امارات از جنوب مرز مشترک زمینی و آبی دارد.

  بلوچستان طی قرنها بوسیله حکمرانان بلوچ اداره می شده و تا  سال 1876 میلادی، كه در معاهده مستونگ تحت الحمایه انگلیس شد، حکومتهای مستقلی به نام سلسله پادشاهان “خانات کلات” داشته که بر بلوچستان حکمرانی می کردند۰

  در قرن نوزدهم بخاطر درگیری و رقابت کشورهای استعماری چون انگلیس، فرانسه و روسیه تزاری بر سر تسخیر و تسلط بر هندوستان، بلوچستان که دروازه ورودی این سرزمین بود، مورد توجه آنھا قرار گرفت و گرفتار بازی های سیاسی این قدرت ھا شد که در تاریخ از آن به عنوان “بازی بزرگ” یاد می شود۰

  نتیجه رقابت ھای سیاسی این ابرقدرتها که محور آن بر سر بلوچستان و افغانستان بود تحولات سیاسی بزرگی در کشور بلوچستان رقم خورد و با اشغال و استعمار دو سویه بلوچستان و ایجاد درگیری های داخلی و ضعف حکمرانان بلوچستان، بریتانیا و فارس (ایران قاجار) در نهایت توانستند در سال 1871 م با کشیدن خط مرزی به نام “گلداسمید” بلوچستان را به دو منطقه شرقی و غربی تقسیم کنند.

  با ادامه سیاست های استعماری بریتانیا برای حفظ هندوستان بار دیگر 25 سال بعد از خط مرزی اول، با کشیدن خطی دیگر به نام “دیورند” بخش دیگری از بلوچستان را به افغانستان سپرد و بدین صورت  بلوچستان به سه قسمت تقسیم و استقلال خود را از دست داد.

  با این وجود اما تا سال 1307 خورشیدی (1928 م) بلوچستان غربی به صورت مملکتی مستقل توسط حکمرانان بلوچ اداره میشد تا اینکه با قشون کشی رضاخان حاکمیت ملی بلوچ در سرزمین مادریشان با زور سرنیزه سلب شده و امور مملکت بلوچستان غربی به دست حکمرانان غیر بلوچ افتاد. رضاخان با حملہ بہ سرزمینھای ملل غير فارس از جملہ بلوچستان پایہ ھای “حکومتی مرکزگرا” را در ایران بنیاد نھاد و از آن تاریخ پروژہ ایرانی تک ملتی، تک زبانی، تک فرھنگی و حتی تک مذهبی را پیش برد کہ ھدف اصلی آن از بین بردن ھویت ملتھای غیر فارس از جملہ ملت بلوچ و آسیمیله کردن آنھا در ملت فارس بود۰

  تبعیض نھادینہ شدہ، سیستماتیک و عقب نگہ داشتن بلوچستان به لحاظ اقتصادی، آموزشی و سرکوب سیاسی از سیاستھای بارز دوران سلسلہ پھلوی بود. حکومت های مرکزگرای پهلوی با تجزیه و تقسیم بلوچستان غربی بہ چند قسمت و الحاق آنھا بہ استانھای ھمجوار قصد از بین بردن تاریخ، فرھنگ و ھویت ملت بلوچ را داشت که پشت کلمات پرطمطراقی به نام مدرنیته و توسعه پنهان میشد. 

  در مدت 50 سال حکومت سلسله پهلوی بلوچستان نه تنها اجازه توسعه داده نشد بلکه به صورت عامدانه ای زیرساخت های اقتصادی موجود از میان برداشته شده و ملت بلوچ را وابسته به مرکز نمودند تا از این طریق بر آنها حکمرانی کند.

  حکومت جمھوری اسلامی نیز از بدو روی کار آمدنش علاوہ بر اجرای سیاستھای حکومت پھلوی، سیاست تبعیض مذھبی را تشدید نمود و با سرکوب مستمر ملت بلوچ، سیاست آسیمیلاسیون فرهنگی، زبانی، تبعیض اقتصادی و برھم زدن ترکیب جمعیتی و مذھبی بلوچستان بنفع ملت غالب، دشمنی خویش را بہ ملت بلوچ بہ اثبات رساند. آنھا با طرح تصرف سواحل بلوچستان (مکران) به نام توسعه و کوچ غیر بومی ها در صدد نابودی ھویت ملت بلوچ و به یغما بردن بیشتر منابع ملی بلوچ بر آمد.

  در اثر سیاستها و عملکردهای مخرب حکومتهای  شاه و شیخ در 9 دهه اخیر  سرزمین بلوچستان عملا به یک ویرانه ای تبدیل شدہ است به گونه ای که اکنون بلوچستان در تمامی شاخصه های توسعه در پائین ترین سطوح کل خاورمیانه قرار گرفته و بیشتر با مناطق قحط زده دنیا مشابهت دارد. ادامه این روند وضعیت را برای مردم بلوچ به مراتب بدتر خواهد کرد.

  ریشه کلیه مشکلات موجود در بلوچستان به اداره استعماری این سرزمینِ مملو از ثروت های طبیعی و از میان برداشتن حاکمیت ملت بلوچ بر سرزمینشان بر می گردند، چون که مسئولین صادراتی بیگانه نه تنها دلسوز مردم بلوچ و سرزمین بلوچستان نبودند و نیستند بلکه با برنامه های از پیش تعیین شده مجری سیاست ها،  مصالح  و منافع حکومت تهران هستند.